عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

424

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

برداريم . و پس از آن روز نيز كس آن هر دو برادر را نديد . [ 1 ] و چون حشم و خزينها بنزديك امير مسعود رسيد ، از هرات قصد بلخ كرد ، و زمستان آنجا مقام كرد ، و اشتغال مملكت را نيكو ضبط كرد . و ابتداء پادشاهى او ( 255 ) اندر شوال سنه احدى و عشرين و اربعمائه بود . اول كارها [ 2 ] تدبير وزير كرد تا كيست ؟ كه مر وزارت را شايد . هيچكس نبود كافىتر و اديب‌تر و داناتر از خواجه ابو القاسم احمد بن الحسن ميمندى رحمة اللّه ، و خواجه احمد را به قلعهء جنگى [ 3 ] اندر هندوستان باز داشته بودند . امير مسعود كس فرستاد ، و او را از آن قلعه بيرون آورد ، و وزارت به دو داد ، و او را خلعت نيكو بداد ، و همه تدبيرهاى سپاه به دو داد . و مر حسن بن محمد الميكالى [ 4 ] را باز داشته بود بفرمود تا او را مصادره كردند ، و مالى از وى بحاصل آمد ، پس بفرمود : تا او را به شهر بلخ بردار كردند . و سبب آن بود : كه اندران وقت كه امير جنگ از امير محمود رحمة اللّه دستورى خواست و به حج رفت . و چون از حج باز آمد ، به راه شام ، از آنچه راه باديه شوريده بود . [ 5 ] و از شام بمصر رفت . و از عزيز مصر خلعت ستد . او را متهم كردند كه او بعزيز مصر ميل كرد . و بدين تهمت رجم

--> [ ( 1 - ) ] بيهقى : و كان آخر العهد بهما . [ ( 2 - ) ] هر دو : كارهاى تدبير ؟ [ ( 3 - ) ] كذا در هر دو نسخه . بيهقى گويد : از هرات توقيعى رفته بود . . . تا خواجه احمد حسن بدرگاه آيد و چنگى خداوند قلعه او را از بند بگشاده بود ( ص 149 ) پيداست كه در نسخ خطى املاء كلمه جنگى بود ، و آن را طابعان بيهقى چنگى ساخته‌اند . و بهر صورت نام هنديست نه چنگى يا جنگى فارسى . چون در بين هندوان تسميه جنگى - جانكى تا كنون موجود است ، پس ميتوان گفت كه جنكى نام هندو محافظ آن قلعه بود . و يا شايد مراد جهنگ باشد كه بر كنار راست رود جيلم بفاصلهء 92 ميل شمالى ملتان واقع است . و برخى آثار و آبادانى عتيقه هم در آن ديده مىشود ( شهرهاى پاكستان 139 ) . [ ( 4 - ) ] هر دو : المنكالى ؟ ولى آل ميكال خاندان بزرگ نيشاپور و خراسان بودند . [ ( 5 - ) ] يعنى راه باديه پر خطر و مغشوش بود .